ميرزا محمد حيدر دوغلات

263

تاريخ رشيدى ( فارسي )

ذكر نسب بابر پادشاه و شرح خويشى او به خواقين « 1 » مغول « 2 » و مجمل اوايل حال « 3 » او « 4 » مجملش آن است « 5 » ( 104 ر ) كه در قديم ميان جغتاى و مغول عداوت عظيم بود و « 6 » مع هذا از زمان امير تيمور تا زمان سلطان ابو سعيد ميرزا يك كس از نسل جغتاى خان ابن چنگيز خان را بر پادشاهى مىنشانده‌اند و نام پادشاهى را بر او اطلاق مىداشته‌اند . با وجود [ اين ] محبوس مىبوده ، چنان كه از مناشير ايشان معلوم مىشود . چون دور پادشاهى به سلطان ابو سعيد ميرزا رسيد ، اين قاعده را برانداخت و كس فرستاد و « 7 » يونس خان را از شيراز آورده به « 8 » مغولستان در مقابله برادرش ايسان « 9 » بوغا خان فرستاد . و رفتن خان به شيراز و خانى ايسان بوغا خان و پادشاهت سلطان ابو سعيد ميرزا شرح آنها در اين « مختصر » گنجايش ندارد . 43 بالجمله ، سلطان ابو سعيد ميرزا به يونس خان گفت در قديم ادعاء شما نوع ديگر بوده ، اين زمان مىبايد كه آن مدعى را به حواشى خاطر راه ندهيد . يعنى كه مناشير ، موشح به نام اين طبقه باشد . اكنون اسم دوستى در ميان مىبايد كه باشد و طريقه مودت مربوط . چون يونس خان به مغولستان آمد بعد از « 10 » مشقت سى ساله بر ايسان « 11 » بوغاخانيان « 12 » استيلا يافت . شرح اين بر سبيل اجمال در خلال حال سلطان سعيد خان كه ذكر ميرزا ابابكر مذكور گردد ، بيان خواهد يافت . بعد از آنكه خاطر اشرف يونس خان فى الجمله فراغى يافت ، گفت چه نظر به نص قديم ملك عليم « 13 » - جلّت عظمته - كه « 14 » إِذا حُيِّيتُمْ بِتَحِيَّةٍ فَحَيُّوا بِأَحْسَنَ مِنْها أَوْ رُدُّوها « 15 » ، 44 سلطان ابو سعيد ميرزا دشمنى قديم را به دوستى جديد مبدل ساخت . ما به چه خير مقابله اين نيكويى توانيم كرد ، مگر آنكه چنان كه او دشمنى را به دوستى مبدل

--> ( 1 ) . نگ : - خواقين . ( 2 ) . نگ : مغول‌ها . ( 3 ) . نت : مجمل حال اوايل . ( 4 ) . نت : + اما . ( 5 ) . نگ : - مجملش آن است . ( 6 ) . نگ : بوده . ( 7 ) . نت : اين . ( 8 ) . نت : آورد و . ( 9 ) . نت : ايسا . ( 10 ) . نت : + آن . ( 11 ) . نت : ايشان . ( 12 ) . نت ، نگ : خان . ( 13 ) . نت : عظيم . ( 14 ) . نت : - جلّت عظمته كه . ( 15 ) . نگ : - گفت چه نظر . . . ردّوها .